نه حالا واقعا مهریه این ات اشغالا نخواستیم یه ذره حقوق ادمیزادی خواستیم.!!!نه از این حقوق که سر برج میری میگیری ها نه!از اونا!
با توجه به مدرسه های مذهبی که میرفتم نفهمیدم تا قبل از برنامه فرزاد حسنی توی چند سال پیش چطور من یکی اسم شب ارزو ها رو نشنیده بودم؟
پ ن:خواب زدم دنبال یه چیزی هستم که نمیدونم چیه.یه چند صبا حی هست که خیلی حس ها رو تو خودم کشتم خفه کردم نه اینکه اذیت بشم الان ها نه!اما با یه چیزهای غریبه شدم
توی اخرین ناهاری که با دوستام هفته پیش رفتم بیرون خیلی کسل کننده بود فقط چهل و پنج دقیقه داشتن راجب یه دختری حرف میزدن ... .و جالبه که توی این چهار سال من این حرف هارو دست کم پنج و شیش بار شنیده بودم !!!! تکراری تکراری
یه اتفاق خوشایند دیدن دایی بود .من و دایی اختلافات عقیدتی زیادی داریم یعنی دایی هم از اول این جوری نبود اما چی شد که این جوری شد بماند. سیگارشم ترک کرده.با یه استدلال با مزه.اینم بماند.
